وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید حاج محمدرضا طاهری + متن شعر

بازدید: 38 بازدید
حاج محمدرضا طاهری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

وقتش رسیده تا به بیانم توان دهید

این حرف های مانده به دل را زبان دهید

وقتش رسیده روی پر جبرئیل ها

شعری به قلب این قلم از آسمان دهید

تا میوه ی رسیده مضمون به ما رسد

قدری درخت واژه تان را تکان دهید

ارزانی ستاره بُوَد ماه آسمان

ماه مدینه را به من امشب نشان دهید

من از شما به غیر شما را نخواستم

هرچه ثواب هست به این و به آن دهید

امشب که ساقی آمده از مشک عشق او

یک کاسه آب دست من نیمه جان دهید

در برکه نگاه علی خوش دمیده است

ماهی که ماه هم مثلش را ندیده است

حالا که ماه آمده پیداترین شده است

یوسف ترین رسیده و زیباترین شده است

منصوب گشته است به باب الحوائجی

پیغمبری ندیده مسیحاترین شده است

ابروی او نیامده محراب عاشقی

گیسوی او نیامده یلداترین شده است

بین قبیله ای که همه سرو قامتند

قامت کشیده خوش قد و بالاترین شده است

لیلا میان شهر مجانین نه این پسر

در شهر لیلی آمده لیلاترین شده است

ساقی زیاد بوده در این خاندان ولی

سردار کربلاست که سقا ترین شده است

عباس روح جاری از نیل تا فرات

عباس راه رفتن در کشتی نجات

شعبان برای ماست گواراتر از رجب

شیرین تر است شهد لب یارم از رطب

امشب شب تولد روح دلاوریست

امشب شب وفاست شب غیرت و ادب

باید به پیش ابروی او سجده آوریم

چون واجب است محضر او امر مستحب

امشب شب چهارم ماه است آمده

ماه شب چهارده از قلب نیمه شب

نامش پر از کنایه پر از استعاره است

شب ماه و روز مهر و سحرها ستاره است

عرض ارادتم به ابالفضل بارها

برده مرا به جرگه ی بی اختیارها

چون موج سر به سینه ی هر صخره میزنم

آثار عاشقیست از این گونه کارها

محدود ما یکی دو قبیله نمیشود

عشقش دوانده ریشه به ایل و تبارها

مانند او نیامده دیگر به روزگار

مانند من گدای نگاهش هزارها

دلداده اند در ره او صاحبان دل

سر داده اند در قدم او سوارها

از او ندیده ام به خدا دادرس تری

آقاتری کریم تری هم نفس تری

با این که با اصالت و ارباب زاده بود

یک عمر چون رعیت این خانواده بود

بذر ارادتی که به دل کاشت مادرش

حالا چو سرو قامت او ایستاده بود

در پیش فاطمی نسبان سر به زیر بود

انگار این ارادت او بی اراده بود

در آخرین سجود نماز محبتش

در پیش پای فاطمه از زین فتاده بود

آنها که دیده اند نوشتند عاقبت

سر روی پای حضرت زهرا نهاده بود

زهرا کنارش آه نفسگیر میکشد

با دست خود ز دیده ی او تیر میکشد

ما جز خدا به غیر توکل نمیکنیم

ما جز به اهل بیت توسل نمیکنیم

باید در این زمانه ولایتمدار بود

ورنه به هیچ جای جهان گل نمیکنیم

ما ذاکریم نه همه سرباز رهبریم

وقتی که امر کرد تأمل نمیکنیم

گوید اگر روید در آتش به سر رویم

سر هم اگر که خواست تعلل نمیکنیم

هرکس که در مقابل آقا بایستد

در هر لباس و پست تحمل نمیکنیم

عباس ماند چون که مطیع امام بود

در او چرا به حرف امامش حرام بود

شعر: محسن عربخالقی

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمدرضا طاهری
ولادت حضرت عباس 1402
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل