متن شعر
وقتی که دست تو جدا شد
فرق سرت تا ابرو وا شد عجب قیامتی به پا شد
داداش بمیره برای تو برادرت
داداش تا زمین خوردی همه ریختن سرت
داداش ای وای
داداش خیلی بد شکسته فرق سر تو
داداش چقدر کوچیک شده پیکر تو
****
امان از این غم نفسگیر
تنت پره از زخم شمشیر سمتت اومد چهار هزار تیر
ای وای بی هوا با هر چی میشد زدنت
ای وای جای سالم نداری رو بدنت
ای وای ای وای
ای وای لخته های خون چشاتو بسته آه
ای وای این همه تیر تو تنت نشسته اه
****
اهل حرم شدن بیچاره
واویلا تا از قتل و غارت زینب داره میره اسارت
بی تو خون میشه حتی دل آب فرات
بی تو میشکنه حرمت این مخدرات
بی تو ای وای
بی تو زن و بچه رو اسارت میبرن
بی تو دشمنا همه به فکر معجرن
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر