متن شعر
چنان گیسو رها هستم غریبا آشنا هستم
نمیدونم کجا بودم نمیدونم کجا هستم
نشستم روبروی تو شدم بسته به موی تو
به روی من نیاوردی که تنها یک گدا هستم
اونـقده خــوبی
که باورم شده یه روز برات میمیرم
چـقدر بـزرگی
اجازه دادی پرِ شالتو بگیرم
بـرات بـمیرم
تــو ایــن زمـونـه
به هیچکسی غیر خودت تکیه نکردم
بـبخـش عــزیـزم
هنوز برات یه دلِ سیر گریه نکردم
دورت بــگردم
حسین من ای مهربون من
حسین من دردت به جون من
****
نه کلب باوفا هستم نه اهل کربلا هستم
نه مشتاقم به این دنیا نه از عالم جدا هستم
کمک از مرد میخواهم طبیبا درد میخواهم
نه دنبال دوا هستم نه دنبال شفا هستم
تــو زنـدگـیمی
زنده باشم بدون تو خدا نیاره
حــرم کــه رفـتم
گفتم هنوز دنیا قشنگیاشو داره
بــرم دوبــاره
دلـت یــه دریـاست
فدات بشم که تو دل همه نشستی
تــو مـهـربــونی
زخم سر حُرو مگه خودت نبستی
حــسین کـی هـستی
.
کربلایی حسین طاهری
فاطمیه 45 روز 1404
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر