چه کرده بود مگر زهر با ابالهادی
که میزد از عطشش دست و پا ابالهادی
میان حجره پر از درد بود و شد بی تاب
ز بسکه با جگر سوخته صدا زد آب
همینکه تشنگی اش در حرم مضائف شد
تسلی دلش آوای خنده و دف شد
کسی به خواندن ذکری بر او نشد تسکین
کسی نخواند کنارش دو آیه از یاسین
بها و ارزش خورشید را نداستند
زدند و هلهله کردند تا توانستند
شبیه او احدی هم بلا کشیده نشد
وصیتش وسط هلهله شنیده نشد
دوا نداشت مصیبات بی شمار دلش
نداشت خواهری اصلاً شود قرار دلش
غمش ستون سماوات را تکان میداد
ز بسکه تشنه شبیه حسین جان میداد
اسیر شانه ی چندین غلام شد بدنش
کشان کشان به سوی پشت بام رفت تنش
.
متن شعر روضه
شهادت امام رضا
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر