کاش لحظه های آخرم رو زانوی آقا بمیرم کربلایی وحید شکری + متن شعر

بازدید: 288 بازدید
وحید شکری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

کاش لحظه های آخرم رو زانوی آقا بمیرم

بگم سلام الله علیک من رو به کربلا بمیرم

گفتم بهت فرقی نداره تو جوونی یا که پیری

توی سرازیری باب القبله جونم رو بگیری

پیدات کنم با خودت مناجات کنم

هی فقط تماشات کنم ای حسین جان

تعظیم کنم / گنبدت رو ترسیم کنم

بعد جونمو تقدیم کنم ای حسین جان

****

تابوتمو بردارید و روضه علی اکبر بخونید

یه ذره خاک کربلا روی جنازم بتکونید

دستش تو دست دخترش میاد سر قبرم میدونم

مثل رسولِ تُرک منم باید آقام گلدی بخونم

ای بی کفن بیا شب دفن من

به نوکرت سر بزن ای حسین جان

تنهام نزار پاتو رو چشمام بذار

دخترت رو همرات بیار ای حسین جان

****

صلا علی مظلوم من آبت ندادن رفتی از حال

پیراهنت رو دستمه دستم گرفته بوی گودال

شمر تنت رو پا که زد دیدم چه دردی روبرومه

آستینشو بالا که زد گفتم حسین کارش تمومه

فریاد کشید سرِ منم داد کشید

تیغشو جلاد کشید

روبروم ایستاد کشید آخ بمیرم

دیر برید آخ یه دلِ سیر برید

تا من بشم پیر برید

با دوازده تکیبر برید آخ بمیرم

****

صلا علی عطشان من زخم لبت یادم میمونه

نفس نمونده جان من زینب برات روضه بخونه

از دور با زخم تنت گفتم دیگه بی سر نمیشی

هرچی بهم میپیچمت از این مرتب تر نمیشی

بی سر شدی هر لحظه کمتر شدی

اندازه ی اصغر شدی

صد تکه پیکر شدی آخ بمیرم

غارت شدی آخ هتک حرمت شدی

خیلی اذیت شدی

تو سخت راحت شدی آخ بمیرم

برای دانلود صوت کلیک کنید

.

کربلایی وحید شکری
وفات حضرت معصومه 1404
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

مشاهده متن کامل