متن شعر
کوچک ترین دلیر پس از شیرخواره بود
طفلی که در سپهر شجاعت ستاره بود
هرچند که اجازه جنگ آوری نداشت
آماده باش منتظر یک اشاره بود
از اینکه رفته اند همه داشت میشکست
از اینکه مانده بود دلش پر شراره بود
دستش به دست عمه و چشمش پی عمو
در جستجوی یافتن راه چاره بود
چون دید شاه کشور جانها چنین غریب
در حلقه محاصره صد سواره بود
خود را به آستانه جسم عمو رساند
جسمی که زخم هاش فزون از ستاره بود
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر