متن شعر
گر غیر آل الله لیلایی نمانده
در عشق جز عباس شیدایی نمانده
در جای جای قلب فرزندان زهرا
با بودن فرزند من جایی نمانده
ام البنینم من نه ام بی بنینم
یعنی برایم دیگر ابنایی نمانده
بر چار قبر خالی از بس ریختم اشک
از من به غیر از گریه سیمایی نمانده
شد گونه هایم چون کویر از افتاب و
جز خون دل در چشم دریایی نمانده
انقدر خواندم وا حسینا وا حسینا
در زخم های حنجرم نایی نمانده
عباس نای پای راه باورم بود
رفته عصای پیری ام پایی نمانده
بعد از رباب و غصه اصغر برایم
غمگین تر از لالای نجوایی نمانده
بر اب غیر از شرم و غیر از شرم بر اب
بر مشک غیر از اشک سودایی نمانده
سقا بدون مشک یعنی جسم بی روح
مشکی اگر شد پاره سقایی نمانده
گفتند جسمش اب شد از شرم و شمشیر
ز آن سرو رعنایم قد و بالا نمانده
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر