متن شعر
گلاب ختم نکن اشک سوگواری را
نصیب لاله کن این بارش بهاری را
به جز تو که وسط کوچه دور من گشتی
ادا نکرده کسی حق حقمداری را
برای رفتنت اَمَن یُجیب نذر مکن
ببین وخامت این وضع اضطراری را
دعای مرگ نخوان من که خوب میدانم
تفاوت اجل و موت اختیاری را
به جان فاطمه دل بسته ام به بهبودت
نرو نگیر از این دل امیدواری را
به من بگو چه شده صبر می کنم به خدا
فرو نریز چنین کوه بردباری را
قرار بود قرار دلم تو باشی و بس
بگو چه چاره کنم بی تو بی قراری را
تو را به جان علی فکر بازویت هم باش
به دست خادمه بسپار خانه داری را
دوا به دست خود توست کار مرهم نیست
که هم بیاورد این زخم های کاری را
شعر: مصطفی متولی
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر