گوشه ای از حرای حجره خویش سید مجید بنی فاطمه + متن شعر

بازدید: 1,125 بازدید
سید مجید بنی فاطمه
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

مداحی گوشه ای از حرای حجره خویش

متن شعر

گوشه ای از حرای حجره خویش

نیمه شب ها خدا خدا می کرد

طبق رسمی که ارث مادر بود

مردم شهر را دعا می کرد

هر ملک در دل آرزویش بود

بشنود سوز ربنایش را

آرزو داشت لحظه ای بوسد

مهر و تسبیح کربلایش را

هر زمان دل شکسته تر میشد

فاطمه اشفعی لنا می خواند

زیر لب با صدای بغض آلود

روضه تلخ کوچه را می خواند

عاقبت در یکی از آن شب ها

دل او را به درد آوردند

بی نمازان شهر پیغمبر

سر سجاده دوره اش کردند

پیر مرد قبیله ما را

در دل شب کشان کشان بردند

با طنابی که دور دستش بود

پشت مرکب کشان کشان بردند

نا جوانمرد های بی انصاف

سن و سالی گذشته از آقا

میشود لااقل نگهدارید

حرمت گیسوی سپیدش را

پا برهنه بدون عمامه

روح اسلام را کجا بردید

سال خورده ترین امامم را

بی عبا و عصا کجا بردید

نکشیدش مگر نمی بینید

زانویش ناتوان و خسته شده

چقدر گریه کرده او نکند

حرمت مادرش شکسته شده

ای سواره نفس نفس زدنش

علت روشن کهن سالی است

بس که آقای ما زمین خورده

در نگاه تو برق خوشحالی است

جگرم تیر می کشد آقا

چه بلا هایی آمده به سرت

تو فقط خیزران نخورده ای و

شمر وخولی نبوده دور و برت

به خدا خاک بر دهانم باد

شعر آقا کجا و شمر کجا

حرف خولی چرا وسط آمد

سرتان را کسی نبرد آقا

به گمانم شما دلت می خواست

شعر را سمت کربلا ببری

دل آشفته محبان را

با خودت پای نیزه ها ببری

شک ندارم شما دلت می خواست

بیت ها را پر از سپیده کنی

گریه هایت اگر امان بدهد

یادی از حنجره بریده کنی

شعر: وحيد قاسمي

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مجید بنی فاطمه
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
Rubika: @mohjat_net
www.Mohjat.Net

مشاهده متن کامل