متن شعر
یا نور داره زجر میرسه از دور
نمونده چاره ای واسم
وای عمو عباسم
داره میلرزه دست و پام
از حرفای روی لبش
واویلا میسوزه هنوز
جای سیلیِ دیشبش
رو چشمامه کبودی بابا
وای از مردِ یهودی بابا
مادر اومد نبودی بابا
****
مُردم مثه مادرت کتک خوردم
نمیشه درد من آروم
شکسته شد پهلوم
از بالای نی رو سرم
میریزه خونِ حنجرت
سیلی خوردم از ساربان
تو دستش بود انگشترت
****
الشام خیزران و صورت بابام
رقیه دخترت جون داد
سر رو زمین افتاد
چی بگم از بزم حرام
نامحرم بود و زینبت
هرچی که میگفتم نزن
محکم تر میزد رو لبت
.
محمد حسین حدادیان
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر