تو که نقاب میبندی دوصد حکایت دارد محمد حسین حدادیان + متن شعر

بازدید: 4,140 بازدید
محمدحسین حدادیان
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

تو که نقاب میبندی دوصد حکایت دارد

فقط همان چشمانت نماز وحشت دارد

دشمن جلو آمد و نگاهش کردی

یک پلک زدی خلع سلاحش کردی

او که یل شامیِ عرب بود چه شد

اینگونه حقیر و رو سیاهش کردی

جانم به تو ای سقا بی تیغ و سپر حتی

با لشکری از اعدا میجنگی

فتنه همه از شامه لعنت به امان نامه

بستی به سر عمامه میجنگی

ای قمر بنی هاشم ابوفاضل

****

زمانه در تزویر و تو از خطر میگفتی

به روی بام کعبه اَنَا القَمَر میگفتی

گفتی که فَلَک دور حرم میگردد

دور سرِ اصحاب کَرَم میگردد

این خانه که مشغول طوافش هستید

گِرد پدر و برادرم میگردد

شمشیر نگات رعد و خوندی تو رجز بعد و

عمر پسرسعد و کم کردی

سرداری و خوش منسب

همچون قمری در شب

دور حرم زینب میگردی

ای قمر بنی هاشم ابوفاضل

****

دلیر آل هاشم رشیدی و کراری

جَنَم جلال جرأت از جناب حیدر داری

چشمان تو را حضرت دریا خواندند

صفین تو را محشر کبری خواندند

جانانه ترین عهد اُخُوَت ها را

تیغ تو و ذوالفقار مولا خواندند

ای حیدرِ در حیدر جنگیدی و یک لشکر

یاد علی و خیبر افتادند

پایین نرو از مرکب میلرزه عدو از تب

یاد علی و مرهب افتادند

ای قمر بنی هاشم ابوفاضل

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

محمد حسین حدادیان
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل