متن شعر
ویران نشین شدم که تماشا کنی مرا
مثل قدیم در بغلت جاکنی مرا
گفتم میایی و به سرم دست میکشی
اصلاً بنا نبود ز سر وا کنی مرا
آن شب که گم شدم وسط نیزه دارها
میخواستم فقط که تو پیدا کنی مرا
از آن لبی که دور و برش خیزرانی است
یک بوسه ام بده که سر و پا کنی مرا
با حال و روز صورت تغییر کرده ات
هیچ انتظار نیست مداوا کنی مرا
معجر نمانده است ببندم سر تو را
پیراهنت کجاست که بینا کنی مرا
وقتی که ناز دخترکت را نمیخری
بهتر اسیر زخم زبان ها کنی مرا
حالا که آمدی تو به یاد قدیم ها
باید زبان بگیری و لالا کنی مرا
عمه ببخش دردسر کاروان شدم
امشب کمک بده که مهیا کنی مرا
.
کربلایی نریمان پناهی
بهروزترین مرجع انتشار
متن مداحی از تمام مادحین
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن اشعار مداحی در فضای مجازی
.
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر