متن شعر
چادر رو سرم سنگ مزارته
ببین که با چه حال و روزی خواهرت کنارته
دیدی سر از کجا در آوردم حسینم
دیدی تو راه چقدر کتک خوردم حسینم
کنار نیزه ی تو مُردم حسینم
آبی رو که بهت ندادن عزیزم
حالا باید سر مزارت بریزم
حسینم عزیزم
****
غرق خجالتم بارونی چشام
ببین چقدر گلایه دارم از مصیبتای شام
تو شهری که دلم رو سوزونده حسینم
طفل سه ساله ی تو جامونده حسینم
جونمو به لبم رسونده حسینم
غسلش میدادن و رو دستای من بود
مثل خودت رقیتم بی کفن بود
حسینم عزیزم
****
چل روزه که داداش کارمه اشک و آه
به یاد لحظه ای که با سر افتادی تو قتلگاه
یادم نمیره ضجه ی مادر بُنَیَ
یادم نمیره کُندی خنجر بُنَیَ
الهی که بمیره خواهر اُخَیَ
از سوی تل به سمت مقتل دویدم
اما سرت رو بردنو دیر رسیدم
حسینم عزیزم
.
سید مهدی میرداماد
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر