متن شعر
نفس نمونده نفس بگیری
کاش بشه معجرای ما رو پس بگیری
تو رو عزیزت به جا نیاورد
چقدر که این سنان منو با خنده آزرد
خواهرت از پا افتاده بود
وقتی از پا افتادی حسین
آب نمیخوام وقتی دیدمت
تشنه لب جون میدادی حسین
گریه کرده آب از ماتمت
دُر نایاب محروم از لبت
با همون بغضه توی گلوش
میبوسه رگهاتو زینبت
چشاتو دیدم که نیمه بازه
پاشو داداش بریم حرم وقت نمازه
نذار که از من تو رو بگیره
دلت میاد ببینی خواهرت اسیره
.
کربلایی نریمان پناهی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر