پاهام میسوزه بابا کربلایی وحید شکری + متن شعر

بازدید: 628 بازدید
وحید شکری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

پاهام میسوزه بابا

متن شعر

پاهام میسوزه بابا

نمیبینه چشام نمیدونم الآن

شبه یا روزه بابا

نگاهم تاره بابا

گوشامو غرق خون کردن فقط

واسه دو تا گوشواره بابا

سنان خندش گرفته

تا دخترت بلند میشه بازم

یهو روی خاکا میفته

ببین دستامو بستن

یه لبخندم نمیزنم آخه

دندون شیریمو شکستن

هرکی لجش بگیره منو میزنه

فکر میکنه دلیره منو میزنه

بهش میگم مگر که مقصر منم

شتر که راه نمیره منو میزنه

****

دیدی طاقت آوردم

سرِ تو بوی نون میده ولی

من چند شبه غذا نخوردم

شاید اینجا اضافم

خاکستر رو سرم ریختن موهام سوخته

نمیتونم ببافم

چرا دیشب نبودی

که گوشواره هامو برا نوش

برده یه پیرمرد یهودی

میگن رقیه افتاد

ولی کسی نمیگه یکی از رو ناقه

نیمه شب هولش داد

هرکی منو میبینه منو میزنه

زجر پلید با کینه منو میزنه

صبح جلو عمه زینب منو میکشه

شب جلوی سکینه منو میزنه

****

من نه بازار میام نه عروسک میخوام

عمه مهمون رسید

من همون روسریُ میخوام که بابام خرید

بی صدا بگم صورتم شکسته

خوب نمیتونم بابا بگم

از کجا بگم از شبی که نفسم

نمیومد بالا بگم

****

اون همه نیزه دار که نرفتن کنار

تاره چشمای من

از کدوم کوچه سرت رو بردن ای وای من

راستی گم شدم دنبال سرت بودم

بازیچه ی مردم شدم

بی هوا زدن من تو رو صدا زدم

اونا زجرو صدا زدن

زخمه بال تو

اومدیم تا مجلس نامحرما دنبال تو

از ناقه افتادم بابا سرم شکست

انگشت لاغرم شکست

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی وحید شکری
گلچین ماه صفر 1404

برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

سایت مهجه؛ آرشیو جامع متن مداحی
برای مشاهده جدیدترین شعر و صوت ها
به شبکه های اجتماعی مهجه بپیوندید

مشاهده متن کامل