زادگه کعبه و محراب شهادت گاهت حاج منصور ارضی + متن شعر

بازدید: 349 بازدید
حاج منصور ارضی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

زادگه کعبه و محراب شهادت گاهت

از خدا تا به خدا بود تمام راهت

گاهی اوقات به ما هم نظری کن ای که

سر گذارند ملائک همه بر درگاهت

ما که باشیم بخوانیم شهادت بدهیم

اشهد ان علی گفته رسول الله ات

به خدا که به خدا وصل شدن دشوار است

در کنار تو به این امر رسیدم راهت

تا ابد عدل علی عدل علی میگویم

همه در حسرت دوران کم و کوتاهت

شب معراج پیمبر به همه ثابت کرد

میشود رفت به دیدار خدا همراهت

غیر پیش تو دلم پیش کسی عاجز نیست

تا تو باشی به کسی رو بزنم جایز نیست

حرف خالق به میان بود و نوشتیم از تو

صحبت خلق جهان بود نوشتیم از تو

ما بغیر از تو ندیدیم در این عالم و پس

هرچه در کُون و مکان بود نوشتیم از تو

آنکه فکر دگران بود نوشتیم از خود

آنکه ما را نگران بود نوشتیم از تو

پادشاهی که به جای برو گفتن به گدا

صحبتش حرف بمان بود نوشتیم از تو

آنکه از نام تو بگذشت گذشتیم از آن

بحث ارکان اذان بود نوشتیم از تو

خطبه ی بی الف از داغ سکوت تو گریست

بحثِ از فن بیان بود نوشتیم از تو

بی سبب نیست خداوند شده عاشق تو

لایق فاطمه ای فاطمه هم لایق تو

گاه خورشید شدی بر دل ما تابیدی

گاه باران شدی و بر سر ما باریدی

سیب سرخ از شجر سبز به احمد دادی

جان آن فاطمه از نخل نبوت چیدی

آن شبی که همه بر قتل نبی جمع شدند

تو فقط جای نبی خوابیدی

سر همسایگی نام تو بوده است فقط

صدق الله خدا دارد اگر تأییدی

از منِ خسته به درگاه تو سائل تر نیست

اشهد انک از نام تو عادل تر نیست

دکمه ی پیروهنت یوسف کنعان همه است

زلف در باد رهای تو پریشان همه است

شب لطفت همه در سایه ی پر مهر تو اند

صبح قهر تو همان شام غریبان همه است

تو همانند خداوند برای همه ای

آیه های سخنت مصحف قرآن همه است

رز با نیم نگاه تو به عالم برسد

به خدا که اثر چشم تو در نان همه است

رسم چرخاندن تابوت به دور حرمت

بهترین بدرقه و نقطه ی پایان همه است

با رکوعت شه مردان همگی پاک شدیم

که نمازت سبب عفو گناهان همه است

همه دیدند که مرهب کُش خیبر افکن

با یتیمان عراق است چه بابا دلسوز

با نخی دوخته ای سِرِ ازل را به ابد

دل ما را سرِ آن وصله ی نخدار بدوز

سالک مذهب وهدانیتش مینامیم

آنکسی را که به درگاه تو میمالد پوست

علوی ام علوی ام علوی ام علوی

مست نام علی ام غرق همین بهر و عروض

گر بپرسند چه کسی خیر تو را میخواهد

من بگویم که بغیر از تو ندارم دلسوز

کاش میشد برسانند به دستان حسین

دستهایی که بلند است به سمتت امروز

خوش بودیم که تو ساقی کوثر گشتی

تو به تاریخ ابالفضل شدی برگشتی

رفتی و زینب تو خنده مگرد کرد نکرد

غم مگر از دل او صرف نظر کرد نکرد

تا نفس داشت به یاد علی اکبر نالید

قطره ای گریه برای دو پسر کرد نکرد

وسط گریه ی او پیروهنی غارت شد

احدی رحم بر آن دیده ی تر کرد نکرد

از بنات تو کسی بعد شب عاشورا

غیر یک پارچه ی سوخته سر کرد نکرد

به سوی کوفه خودش قافله ای راه انداخت

چه کسی گفته که با شمر سفر کرد نکرد

ای که نگذاشته ای سایه ی او دیده شود

دخترت از ملأ عام گذر کرد نکرد

دم دروازه تنش گرم سپر بودن شد

خستگی را دم دروازه به در کرد نکرد

بی هوا بود هر آنچه به سرش می آمد

سنگ و آتش ز روی بام خبر کرد نکرد

به اذیت شدنش هم که وصیت میشد

زینب انقدر نباید که اذیت میشد

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج منصور ارضی
ولادت حضرت علی 1402
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل