متن شعر
امشب که خراب عشقم سرمست شراب عشقم
از دین همه دل کندم من اهل کتاب عشقم
از شوق و طرب سرشارم بی تاب تب دلدارم
دارم به هوای یارم از روز ازل می بارم
آب و گل من از بالاست از خاک قدوم مولاست
از عشق عزیز زهراست در من طربی روح افزاست
باران ترانه دارد از عرش خدا می بارد
با غصه بگو که امشب دست از سر ما بردارد
دلگرم نوای یاهو مجنون کی ام لیلا هو
فی سبع سماوات العشق لیس القمر و الا هو
من هو هُوَ لطف الاکمل من هو هُوَ فیض العظما
من هو هُوَ بَدَعَ بِهِ الله من هو هُوَ عشقِ الاَعلی
من هو هُوَ کهف العُشاق من هو هُوَ شمسُ الآفاق
من هو هُوَ ربُ الاِحسان من هو هُوَ ربُ الاِنفاق
من هو هُوَ رکنُ الایمان من هو هُوَ روحُ العرفان
من هو هُوَ قدرُ و اسری من هو هُوَ فجرُ القرآن
من هو هُوَ شمسُ و یاسین من هو هُوَ نورُ و رحمان
من هو هُوَ رعدُ و اعراف من هو هُوَ و صادُ و فرقان
من هو هُوَ هودُ و یونس من هو هُوَ قافُ و غافر
من هو هُوَ صبر و العصر من هو هُوَ هو نوح و الفاطر
من هو هُوَ روح الطاها من هو هُوَ سِرُ الزهرا
من هو هُوَ نفس الحیدر من هو هُوَ یوحیِ المَوتی
من هو هُوَ سِرُ الاَکبر من هو هُوَ اسم الاعظم
من هو هُوَ مَولَی الکَونِین لامثلَ حسین فِی العالَم
یک شب که زدم پیمانه از جام لبش مستانه
بیگانه شدم با عقل و دیوانه شدم دیوانه
ای شعله ی شور انگیزم ای نغمه ی آتش خیزم
هنگام حسین جان گفتن هنگامه ی رستاخیزم
هرکس به کسی دل بسته من هم به غمت دل بستم
از هر دو جهان آزادم تا که به دَمَت وابسته ام
جانا نفسا دلدارا یک جلوه به جانم یارا
از لطف نگاهت بارَد باران کَرَم مِدرارا
سودای تو در سر ماها غوغای تو در دل جانا
از دست گدایت دامن یک دم نکشی سلطانا
درد دل و دینم غارت این شور شرار بارت
دور از تو ندارم آرام تا صبحِ خوشِ دیدارت
این جان جهان قربانت دستان من و دامانت
به به که چه حالی دارد جان دادنِ در میدانت
محتاج شمایم هر دم بی فیض تو آهی سردم
والله که در سختی ها تنها به درت رو کردم
هر شب سرِ سفره نانِ غمهای تو خوردن عشق است
وارسته ی از دنیا و بی تابِ تو مردن عشق است
ای قصه ی لبهای تو تا لحظه ی محشر دردم
تا صبح قیامت یکسر دور سرِ تو میگردم
من فطرس این درگاهم من گریه ی غرق آهم
من در تب تو میسوزم دستان تو را میخواهم
شوریده دلِ شیدا من آلوده ی سرتا پا من
رحمان و رحیم غرفان تو پس سخت نگیری با من
بگذار برایت امشب یک جمله بخوانم روضه
هرگاه که یادت کردم آمد به زبانم روضه
آه از نفس مهمومت نامت چقدر غم دارد
بی گریه دلم دلدارا انگار خوشی کم دارد
آه از لب سوزان تو از ساقی عطشان تو
آه از تن غرق زخمت از پیکر عریان تو
آه از دل خواهرهایت میریخت به پیش زینب
پرهای کبوترهایت آه از طلب آب از سنگ
آه از گلوی شش ماهه آه از پسر رعنایت
آه از قمرت آه ای آه در اوج مصیبت هایت
لاحول ولا میگفتی از حمزه خدیجه جعفر
از شیر خدا میگفتی من هم شب میلاد تو
در محشری از یاد تو هم ناد علی میخوانم
هم مدحت اولاد تو با صوت جلی میخوانم
احد ازلی میخوانم با جوش خُمت میجوشم
یا حیدر علی میخوانم هادی مَضِلین حیدر
محبوب نبیین حیدر یک لحظه مرا هم دریاب
سلطان سلاطین حیدر جان پسرت مولانا
قرص قمرت مولانا خورشید کرامت لطفی
بر خاک درت مولانا من از کَرَمَت آگاهم
تو ماهی و من هم آهم
عیدانه ی ثارالله ات ایوان نجف میخواهم
.
حاج محمود کریمی
ولادت امام حسین 1401
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر