نشسته ام که دلم را به غم دچار کنم؛ متن شعر نوزدهم رمضان

بازدید: 35 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

نشسته ام که دلم را به غم دچار کنم

برای دیده شدن آنقدر هوار کنم

خدا خدا نکنم من بگو چه کار کنم

ز دست معصیتم سمت تو فرار کنم

دوباره بنده ی بی بند و بار برگشته

گدای بی سر و پا شرمسار برگشته

قبول بال و پرم درخور پریدن نیست

قبول روح من از جنس پر کشیدن نیست

اسیر نفس شده بنده ی رسیدن نیست

دل شکسته ی من لایق خریدن نیست

اگرچه عمر سراسر تباه آوردم

ببین به رحمت تو من پناه آوردم

به سویت آمده ام درد من گرفتاریست

به گریه آمده ام اشک چشم من جاریست

به توبه آمده ام توبه ای که تکراریست

ببخش لحن دعاهای من طلبکاریست

در آتشت چو بیندازی ام سزاوارم

میان شعله بگویم که دوستت دارم

همیشه عبد خطاکارِ نابلد بودم

به پیش جوشش لطفت همیشه سد بودم

همیشه آنکه اطاعت نمیکند بودم

برای صاحب امرم مطیع بد بودم

چگونه از غم هجرت نمرده ام آقا

به درد فصل ظهورت نخورده ام آقا

شبیه تو خودمانیم نیستیم همه

بدون تو به نظر خوب زیستیم همه

برای وصل تو تنها گریستیم همه

به انتظار تو باید بایستیم همه

به صبح صادق دنیا سلام باید کرد

برای حضرت حجت قیام باید کرد

به وقت فتنه ی شب اهل نور باید بود

فقط نه شور که اهل شعور باید بود

میان معرکه مرد غیور باید بود

در این زمانه ز جنس ظهور باید بود

رفیق این همه غفلت سرِ قرار بس است

برای آمدنِ یار انتظار بس است

خطوط قرمز شیعه شعاع باور ماست

دعای زینب کبری همیشه بر سر ماست

حدود حب علی حد و مرز کشور ماست

هرآنکه هست علی دوست پس برادر ماست

مدافعان حرم چون عقیق گلگون اند

نگین لشکر عشاق فاطمیون اند

هنوز روز خوشِ کوفیان عاشوراست

هنوز مقصد اصلی مسلمین حیفاست

هنوز پرچم فتح المبین حق بالاست

هنوز در رگ ما خون حاج قاسم هاست

اگرچه دست علمدار ما جدا شده است

به برکتش چقدر مرد رزم پا شده است

به گوش مکر خروشی به رنگ شیون ماست

به روی پیروهن حیله رد سوزن ماست

به غیر رو نزدن این شعار میهن ماست

تلاش دشمن ما ناامید کردنِ ماست

علاج هجمه ی این فتنه دوری است ای دوست

کلید رفع موانع صبوری است ای دوست

به چند قطره نده اشتیاق دریا را

میان روضه بیارید لشکر ما را

زمان گریه پسر دید کِیف بابا را

خدا زیاد کند نسل سینه زن ها را

اگر قرار بر این شد پدر شود نوکر

چه خوب صاحب چندین پسر شود نوکر

همیشه خیر مرا از خدا تقاضا کرد

دعای مادرم آخر که کار خود را کرد

خودش نشست کناری مرا تماشا کرد

مرا اسیر علی و فقیر زهرا کرد

محبت علی و فاطمه خرید مرا

به روضه نان حلال پدر کشید مرا

به جسم مُرده دمیده که جانمان بدهد

برای بردنِ نامش زبانمان بدهد

حسین گفته سه ساله تکانمان بدهد

قدم قدم حرمش را نشانمان بدهد

مخواه جان رقیه که غرق غم باشیم

فقط اجازه بده اربعین حرم باشیم

برای بندگی ام راه و چاه میخواهم

به زیر سایه ی قرآن پناه میخواهم

به گریه ام نظری کن نگاه میخواهم

لباس نوکری ام را ز شاه میخواهم

کسی بغیر علی رهنمون و پیرم نیست

بغیر شاه نجف هیچ کس امیرم نیست

بگو چه کار خوشی که رقم نزد مولا

بجز مسیر الهی قدم نزد مولا

بغیر قُله ی ایمان علم نزد مولا

بمیرم آن همه غم دید و دم نزد مولا

میان کوچه به زخم دلش نمک میخورد

چگونه فاطمه از چِل نفر کتک میخورد

.

 مناجات با خدا؛
فتح قدس و امام زمان
شب 19 ماه رمضان
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل