متن شعر
دوباره میسازمت وطن
اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم
اگرچه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گل
به میل نسل جوان تو
دوباره میشویم از تو خون
به سیل اشک روان خویش
دوباره یک روز روشنا
سیاهی از خانه میرود
به شعر خود رنگ میزنم
ز آبی آسمان خویش
اگرچه صد ساله مُرده ام
به گور خود خواهم ایستاد
که بردرم قلب اهرمن
ز نعره ی آنچنان خویش
کسی که عظم رمیم را
دوباره انشا کند به لطف
چو کوه میبخشدم چو کوه
به عرصه ی امتحان خویش
اگرچه پیرم ولی هنوز
مجال تعلیم اگر بُوَد
جوانی آغاز میکنم
کنار نوباوگان خویش
حدیث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز میکنم
که جان شود هر کلام دل
چو برگشایم دهان خویش
هنوز در سینه آتشی
به جاست کز تاب شعله اش
گمان ندارم به کاهشی
ز گرمی دودمان خویش
دوباره میبخشی ام توان
اگرچه شعرم به خون نشست
دوباره میسازمت به جان
اگرچه بیش از توان خویش
دوباره میسازمت وطن
اگرچه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم
اگرچه با استخوان خویش
شعر: مرحومه سیمین بهبهانی
.
فریدون فرح اندوز
دوباره میسازمت وطن
شعری از مرحومه سیمین بهبهانی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر