بچه ها صبحتان بخیر سلام فعل مجهول سیمین بهبهانی + متن شعر

بازدید: 72 بازدید
سیمین بهبهانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

بچه ها صبحتان بخیر سلام

درس امروز فعل مجهول است

فعل مجهول چیست می دانید

نسبت فعل ما به مفعول است

در دهانم زبان چو آویزی

در تهیگاه زنگ میلغزید

صوت ناسازم آنچنان که مگر

شیشه بر روی سنگ میلغزید

ساعتی داد آن سخن دادم

حق گفتار را ادا کردم

تا ز اعجاز خود شوم آگاه

ژاله را زآن میان صدا کردم

ژاله از درس من چه فهمیدی

پاسخ من سکوت بود و سکوت

دِ جوابم بده کجا بودی

رفته بودی به عالم هپروت

خنده ی دختران و غرش من

ریخت بر فرق ژاله چون باران

لیک او بود غرق حیرت خویش

غافل از اوستاد و از یاران

خشمگین انتقام جو گفتم

بچه ها گوش ژاله سنگین است

دختری طعنه زد که نه خانم

درس در گوش ژاله یاسین است

باز هم خنده ها و همهمه ها

تند و پیگیر میرسید به گوش

زیر آتشفشان دیده ی من

ژاله آرام بود و سرد و خموش

رفته تا عمق چشم حیرانم

آن دو میخ نگاه خیره ی او

موج‌زن در دو چشم بی گنهش

رازی از روزگار تیره ی او

آنچه در آن نگاه میخواندم

قِصه ی غُصه بود و حِرمان بود

ناله ای کرد و در سخن آمد

با صدایی که سخت لرزان بود

فعل مجهول فعل آن پدریست

که دلم را ز درد پر خون کرد

خواهرم را به مشت و سیلی کوفت

مادرم را ز خانه بیرن کرد

شب دوش از گرسنگی تا صبح

خواهر شیرخوار من نالید

سوخت در تاب تب برادر من

تا سحر در کنار من نالید

در غم آن دو تن دو دیده ی من

این یکی اشک بود و آن خون بود

مادرم را دگر نمیدانم

که کجا رفت و حال او چون بود

گفت و نالید و آنچه باقی ماند

هق هق گریه بود و ناله ی او

شسته میشد به قطره های سرشک

چهره ی همچو برگ لاله ی او

ناله ی من به ناله اش آمیخت

که غلط بود آنچه من گفتم

درس امروز قصه ی غم توست

تو بگو من چرا سخن گفتم

فعل مجهول فعل آن پدریست

که تو را بی گناه میسوزد

آن حریق هوس بُوَد که در او

مادری بی پناه میسوزد

شعر: مرحمه سیمین بهبهانی

.

شعر فعل مجهول
شعری از مرحومه سیمین بهبهانی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل