متن شعر
یک نفس ای پیک سحری
بر سر کویش کن گذری
گو که ز هجرش به فغانم
ای که به عشقت زنده منم
گفتی از عشقت دم نزنم
من نتوانم نتوانم نتوانم
من غرق گناهم تو عذر گناهی
روز و شبم را تو چو مهر و چو ماهی
چه شود گر مرا رهانی ز سیاهی
چون باده به جوشم
در جوش و خروشم
من سر زلفت به دو عالم نفروشم
همه شب بر ماه و پروین نگرم
مگر آید رخسارت در نظرم
چه بگویم به که گویم این راز
غمم این بس که مرا کس
نبود دمساز
شعر: کریم فکور
.
محمد اصفهانی
ترانه مهر و ماه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر