متن شعر
هوای بزم ملوکانه در سرم
خیلی خیال بوسه ی جانانه در سرم
مفلس هوای ساقی و پیمانه در سرم
میگفت باز این دل دیوانه در سرم
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش
پیوسته در حمایت لطف اله باش
صبحم دمید و حضرت سلطان جلوس کرد
لطفی خدا به حق اهالی توس کرد
سمت پدر نگاه که شمس الشموس کرد
موسی ابن جعفر آمد و پرِ قنداقه بوس کرد
کار جهان به هلهله و شور میکشد
نقاش جای صورت او نور میکشد
از هرکسی به مهر و عطوفت سر است این
خیلی شبیه حضرت پیغمبر است این
بر شهر علم و رعفت و بخشش در است این
این شاهزاده کیست خوده حیدر است این
با اشک شوق گفت پدر عین مادر است
حالا زمان گفتنِ الله اکبر است
امشب غلام بزم ملوکانه میشوم
از چاکران درگه شاهانه میشوم
از شوق نور روی تو پروانه میشوم
دیوانه میکنی تو و دیوانه میشوم
دیوانه ای که عاشق زنجیر میشود
خوشحال پشت خانه ی تو پیر میشود
لَه لَه زنان به یاد لبت مستِ مستِ مست
پیمانه ام به دست قلم کاغذم به دست
بی اعتنا به قول و قرار شب الست
اینگونه مینویسم و حالم مبارک است
من مست میکنم فلک و مِهر و ماه را
چرخانده ام به سوی رضا قبله گاه را
من کشته ی نکاه تو ام ای سپاه حُسن
سرگشته ی مسیر تو ای شاهراه حُسن
صحن و سرات چیست بغیر از گواه حُسن
عاصی نی ام ترحمی ای پادشاه حُسن
گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را
مشهد رسیده ام که تماشا کنم تو را
مشهد که میرسیم همان لحظه ی نخست
یک نامه میکنی ز حاجاتمان درست
باید بغیر دوست ز هر دست دست شست
باب الجواد راه ورودی به قلب توست
ای خوش به زائری که از آن راه میرود
از شاهراه در حرم شاه میرود
من را اسیر میکنی و بنده میکنی
در صحن انقلاب پناهنده میکنی
یک ذره را تو شمسه ی تابنده میکنی
گفتم چگونه میکُشی و زنده میکنی
با یک نگاه کُشت و نگاه دگر نکرد
با ناز شاه کُشت و نگاه دگر نکرد
حس میشود درون حرم مهربانی اش
درمان دردهای جهان همزبانی اش
تا بوسه میزنی به ضریح دهانی اش
اصلا نمیشود که بجز این بخوانی اش
ای مهربان ترین به اسیرت نگاه کن
سلطان بیا دمی به فقیرت نگاه کن
من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج
شرمنده ی عطای تو یا ثامن الحجج
در سایه ی لِوای تو یا ثامن الحجج
ای جانِ من فدای تو یا ثامن الحجج
جانا به پات ریخته ام هرچه داشتم
من پای این کرشمه ی تو جان گذاشتم
شمس الشموس جان زمین و زمان تویی
تنهاترین مسیر به هفت آسمان تویی
آقاتویی امیر تویی مهربان تویی
مولا امیدِ آخرِ ایرانیان تویی
غیر از غلام شاه خراسان نمیشویم
تا شاهِ ما رضاست پریشان نمیشویم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
با وعده ی بهشت پناهم دهد خدا
هرگز برون نمیروم از مشهدالرضا
تنها مگر برای سفر سوی کربلا
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
آقا نمانده است دگر راه پیش و پس
از دست اختیار شدم بنده ی هوس
شاها نگاه کن به غلامان خود سپس
لطفی کن ای کریم به فریاد ما برس
امضای کربلای تو داروی دردهاست
باب حوائج همه حاجات کربلاست
ای دوستان زمین و زمان جملگی خموش
دارد صدای قافله ای میرسد به گوش
آتشفشان قهر خداوند در خروش
پیغام کربلا به نجف برد یک سروش
یا مرتضی علی پسری داشتی چه شد
ای شاهِ دین تو تاج سری داشتی چه شد
.
ولادت امام رضا
متن شعر مدح
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر