تنهاترین شکسته دل این غروب شهر متن شعر روضه شهادت حضرت مسلم

بازدید: 59 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

تنهاترین شکسته دل این غروب شهر

آواره و پیاده و بی کس ترین منم

از بس غریب مانده ام اینجا که عاقبت

دادم به دو طفل کوچک خود را به دشمنم

آن بیعتی که مرد و زن کوفه سته اند

حتی به هفته ای نرسیده شکسته شد

دیروز از وفا همگی دست داده اند

امروز مسلمت ز جفا دست بسته شد

کوچه به کوچه میروم و میزنم به سر

کوچه به کوچه میروم و گریه میکنم

از شرمِ نام خواهرت ای خاک بر سرم

چون شمع آی میشوم و گریه میکنم

خانه به خانه گشته ام و باز دیده ام

هر سینه ای ز حیله و نیرنگ پر شده

پیداست از بلندی دار الاماره اش

هر بام جای گل فقط از سنگ پر شده

در کارگاه تیر سه شعبه بهم رسید

لبخندهای حرمله با ناله های شام

تیری گرفته بود به دستش که تا هنوز

میلرزد از بزرگی آن دست و پای من

اینجا هزار حرمله در انتظار توست

آقا برای آمدنت کم شتاب کن

رحمی به روز من نه به روی رقیه کن

فکری به حال من نه به حال رباب کن

رحمی نمیکنند عزیزم به هیچکس

حتی به تشنه ای که فقط شیرخواره است

تو میرسی وعوه سوغات مردمش

بهر سوغات دخترشان گوشواره است

اینجا میا که آخر سر چشم میزنند

این چشمها به قامت آب آورت حسین

این دست ها که دیده ام از کینه می برند

انگشت را به خاطر انگشترت حسین

برگرد جان من که نبینی ز بام ها

آتش کشیده اند سر و دست و شانه را

تا از فراز نیزه نبینی که میزنند

بر پیکر سه ساله ی تو تازیانه را

.

متن شعر روضه
شهادت حضرت مسلم
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل