متن شعر
با تو ای دوست گفتگو دارم
مثل باران به اشک دیده ی خویش
بر درت میل شستشو دارم
آمده باز سائل عرفه
هست امروز فرصت آخر
وای بعد غروب مزدلفه
گر نبخشی کجا روم دیگر
یا رب ای خالق جمال علی
منِ جامانده را دگر دریاب
مست عشق علی غلام حسین
من ز ماه مبارک آمده ام
بگذر از من به خاطر زهرا
احمد و حیدر و حسین و حسن
همه در فکر چاکر زهرا
من که از قافله جدا ماندم
من گدایم گدای زهرایم
همچنان قنبر علی عمریست
من غلام سرای زهرایم
تو مگر ای خدا خدای علی
مست ایوان طلا نمیخواهی
تو مگر ای خدا خدای حسین
زائر کربلا نمیخواهی
کاروان میرود کجا دل شب
صاحب ترویه شده دلخون
نیمه شب میرود غریبانه
صاحب خانه از حرم بیرون
همه دارند میروند منی
حاجی ما به کربلا راهیست
همه مسلخ روند و او مقتل
چشم زینب به حنجرش گاهیست
دست و پا میزند چو ذبح عظیم
دست و پا میزند چو او زهرا
نحر منحور میشود چو حسین
ذبح عظما میشود چو او زهرا
آه از تل زینبیه مگو
دستها ناگهان به سر میخورد
خاک میریخت بر سرش زینب
نیزه ای داشت بر جگر میخورد
.
متن شعر مناجات
با خدا در روز عرفه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر