متن شعر
علم افتاده اینجا مشک حرم اینجا
دلم افتاده اینجا دست قلم اینجا
و بان انکسار فی جبینی
دارن می خندن به حسین می بینی
من کمرم اونجا شکست که گفتی
والله ان قطعتموا یمینی
از زندگی سیر شدم خیلی
ویــلی ویــلی
کنار تو پیر شدم خیلی
ویــلی ویــلی
ای ساقی لب تشنگان
ای جان جانانم سقای طفلانم
داغت شکسته پشت من
ای راحت جانم سقای طفلانم
****
نتونستی که پاشی دوباره سقاشی
خیالم با تو راحت بود کاشکی میشد پاشی
حرمت خیمه ها شکسته میشه
سرِ تو روی نیزه بسته میشه
نزاری دخترم بره اسارت
خیلی کوچیکه زود خسته میشه
کنار دست تو زمین خوردم
مُــردم مُــردم
وقتی تو رو به جا نیاوردم
مُـــردم مُــردم
برخیز و ای جان برادر
کن علمداری بنما مرا یاری
بی تو غریب و بی معین
در این بیابانم سقای طفلانم
****
تو رو میذارم و میرم از دنیا دلگیرم
تو رو میذارم میرم میرم و می میمرم
امنیت خیمه خدانگهدار
خاطره هامو با تو خاک می کنم
ام البنین کجاست ببینه بی تو
با آستینم اشکمو پاک می کنم
اگه سیکنه تور و از من خواست
عــبـاس عــبـاس
باید بگم حسین دیگه تنهاست
عــبـاس عــبـاس
بی تو یقین دارم که
فردا زینب نالان بر ناقه عریان
گردد سوار از راه کینه
با یتیمانم سقای طفلانم
.
سید مجید بنی فاطمه
نماهنگ ساقی لب تشنگان
آلبوم صبر ایوب؛ محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر