در ملک او ملائک حق را ملیکه هست؛ متن شعر عید غدیر

بازدید: 26 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

در ملک او ملائک حق را ملیکه هست

بر عرش او همیشه خدا را اریکه هست

گفتند علی که عین نبی نیست بلکه هست

باید خدا شوی که بفهمی علی که هست

ما عاشقیم و عاشق او کردگار هم

ما هیچ آبرو همه از خاک او بَرَند

ما هیچ اولیا دم تیغش گلو بَرَند

ما هیچ انبیا به درش آرزو بَرَند

هیهات نام نامی او بی وضو بَرَند

مسند گرفته اند از او اعتبار هم

دستش گرفته بود اگر مصطفی به دست

بوسه زدند قبل همه انبیا به دست

دستش که دید گفت خدا مرحبا به دست

آنجا گرفت دست خدا را خدا به دست

حق با علیست خاتم مکی تبار هم

مولا که پا به دوش پیمبر گذاشتند

بت های کعبه بر قدمش سر گذاشتند

سرها به پای خواجه ی قنبر گذاشتند

اصلاً برای کعبه چرا در گذاشتند

وقتی که کعبه سینه دَرَد پرده دار هم

از ما بپرس این دلِ سرکش چه میکند

در تاب گیسوان مُشَوَش چه میکند

با مشت کاه حضرت آتش چه میکند

از عَبدُوَد بپرس که ضربش چه میکند

حیران تیغ اوست میان مزار هم

رم کرده بود لشکر کفار میدوید

در پیش شیر بی سر و دستار میدوید

هرکس که خورد ضربه ی کرار میدوید

هر نیمه اش به یک طرف این بار میدوید

سر میزند دو ابروی او ذوالفقار هم

شیطان علی ندید به آدم محل نداد

اصلاً بجز علی به کسی هم محل نداد

وقتی که بود فاطمه بر غم محل نداد

زهرا کنار او به دو عالم محل نداد

ما را محل دهید و دل بی قرار هم

نان جُوین به آب بزن از گلو رَوَد

چاهی بکن به آب خوشش کو به کو رَوَد

هم بازی یتیم به دوشت بگو رَوَد

آنقدر وصله زن به عبایت ز رو رَوَد

محو علیست حضرت پروردگار هم

با کور و با جزامی و با بی نوا نشست

شاهی که قبل خلق جهان با خدا نشست

نُه سال پیش فاطمه ی با وفا نشست

یک عمر بعد فاطمه اش در عزا نشست

او را که کُشت غربت او انتظار هم

در میزنند فاطمه رنجور و خسته بود

بر روی مرکبی که به سختی نشسته بود

شاید برای فاطمه ای که شکسته بود

در وا کنند هرچه که در بود بسته بود

پیرش نمود کوچه غم روزگار هم

.

متن شعر مدح
عید غدیر خم
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل