متن شعر
کاروان کاروان شور آور
کاروان اشتیاق سرتاسر
همه در حالت سفر از خود
همه بی تاب چون نسیمِ سحر
همه دلباخته چو پروانه
همه بر پای شمع خاکستر
پدران از تبار ابراهیم
مادران از قبیله ی هاجر
سرو هایی به قامت طوبی
چشمه هایی به پاکی کوثر
هم رکاب حماسه های عظیم
در گذر از هزار و یک معبر
در دل و جان کاروان اکنون
میتپد این نهیب این باور
نکند شوکران شود معروف
نکند نردبان شود منکر
مرحبا بر سلاله ی زهرا
هان فَصَلِ لِرَبِکَ وَ انحَر
میسزد حُسن مطلعی دیگر
وقت وصف عقیله شد آخر
در نزولش ز منبر ناقه
خطبه خوانِ حماسه آن خواهر
شد عصا شانه ی علی اکبر
پای عباس پله ی منبر
ناگهان در هجوم باد خزان
کنده شد برگه هایی از دفتر
کاش دستان باد میشد خشک
کاش میشد گلوی گلها تر
کیست مردی که میرود میدان
که ندارد بجز خودش لشکر
ترسم این داغ شعله ور گردد
مثل آتش که زیر خاکستر
آه از زین روی زمین افتاد
پاره ی جان احمد و حیدر
و زنی روی تل برای نبی
صحنه را میشود گزارشگر
که ببین جای بوسه های شما
شده سرشار بوسه ی خنجر
میبَرند از تن عزیز تو جان
میبُرند از تن حسین تو سر
آن طرف صحنه ی شگفتی هست
نه بسی صحنه است شرم آور
رفته از پای دختران خلخال
رفته از دست مادران زیور
.
متن شعر روضه
شب دوم ماه محرم
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر