رد شد از حلقه پیران عصا زن – شعر روضه پنجم محرم

بازدید: 29 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

رد شد از حلقه ی پیران عصا زن

و سپس از وسط جمعیت سنگ به دامن

نه فقط سنگ که چوب و شن و آهن

بعد از آن سخت دوید

از دو سه تا حلقه ی اسبانِ سواری

و صدای نفس و شیحه و کوبیدن سُمها

همه سو حول قدمها و علمها

به خودش گفت کمی مانده برو

از وسط این همه جا مانده برو

پیش میرفت ولی حلقه ی یک لشکر شد

متراکم متراکم متراکم تر شد

داشت از بین همین فاصله ها رد میشد

از دل هلهله ها هروله ها رد میشد

رد شد از حلقه ی سرنیزه و حلقه ی شمشیر و کمانگیر و

کف پاش پر از خون و تن کوچک مجروح

دوید و لب گودال رسید و

ته گودال چه دید و

که سنان بود و سنان داشت

نیزه ای فاتحه خوان داشت

حرمله غرق عرق چشم بر آن نیمه ی جان داشت

آخرین تیر خودش را به کمان داشت

مادری موی کَنان سینه زنان

پیش عمو بود و ولی قد کمان داشت

پدرش بود عمو بود پدرش بر سر او بود

تنی روی تن افتاد حسن افتاد

.

متن شعر روضه
شب پنجم ماه محرم
حضرت عبدالله ابن حسن
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل