متن شعر
رد شد از حلقه ی پیران عصا زن
و سپس از وسط جمعیت سنگ به دامن
نه فقط سنگ که چوب و شن و آهن
بعد از آن سخت دوید
از دو سه تا حلقه ی اسبانِ سواری
و صدای نفس و شیحه و کوبیدن سُمها
همه سو حول قدمها و علمها
به خودش گفت کمی مانده برو
از وسط این همه جا مانده برو
پیش میرفت ولی حلقه ی یک لشکر شد
متراکم متراکم متراکم تر شد
داشت از بین همین فاصله ها رد میشد
از دل هلهله ها هروله ها رد میشد
رد شد از حلقه ی سرنیزه و حلقه ی شمشیر و کمانگیر و
کف پاش پر از خون و تن کوچک مجروح
دوید و لب گودال رسید و
ته گودال چه دید و
که سنان بود و سنان داشت
نیزه ای فاتحه خوان داشت
حرمله غرق عرق چشم بر آن نیمه ی جان داشت
آخرین تیر خودش را به کمان داشت
مادری موی کَنان سینه زنان
پیش عمو بود و ولی قد کمان داشت
پدرش بود عمو بود پدرش بر سر او بود
تنی روی تن افتاد حسن افتاد
.
متن شعر روضه
شب پنجم ماه محرم
حضرت عبدالله ابن حسن
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر