مثل هلال بود که نوری شکسته داشت – شعر روضه اربعین

بازدید: 35 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

مثل هلال بود که نوری شکسته داشت

آن خواهری که قلب صبوری شکسته داشت

کوه غیور بود و غروری شکسته داشت

آیینه کاروان بلوری شکسته داشت

آری بلورهای ترک خورده آمدند

آن نازدانه های کتک خورده آمدند

زینب که رعد و برق که طوفان که موج بود

زینب که فرد بود که زهرای زوج بود

در چادرش سپاه حیا فوج فوج بود

در عرش خطبه هاش شجاعت در اوج بود

روز چهلم آمد و افتاد روی خاک

افتاد و عرض کرد اخی اختک فداک

افتاد و زخم را به دل بی قرار زد

فریاد کرد و ضجه کشید و هوار زد

هی خاک مشت کرد و به رویش غبار زد

حتی ز پیش روش ملک را کنار زد

یک دفعه رود ناله ی او از خروش رفت

زن ها کمک کنید که زینب ز هوش رفت

آمد به هوش و ناله ای از نای دل کشید

با گریه خاک کرب و بلا را به گل کشید

از هرم آفتاب خودش را به ظل کشید

خود را به سمت قبر برادر خجل کشید

پس با زبانحال غم آن خواهر نجیب

رو بر حسین کرد که یا ایهاالغریب

روزی که از کناره ی گودال قتلگات

راهی شام و کوفه شدم با مخدرات

گفتم سوی مدینه که ای صاحب حیات

هذا مرمل بدما هذه بنات

با آن بنات آمدم از های و هوی شام

ای صید سر بریده ی در خاک و خون سلام

از زیر بام های پر از سنگ آمدیم

با گونه ی پر از اثر چنگ آمدیم

از کوچه های پر گذر تنگ آمدیم

از شام و کوفه آه نه از جنگ آمدیم

پا شو سپاه گریه ی خود را نظاره کن

بر گوش دختران حرم گوشواره کن

ما حاجیان مُحرم در شام بوده ایم

در پای نیزه ی تو در احرام بوده ایم

گر سنگ خوردگان ز سر بام بوده ایم

با یک نظر به نیزه ات آرام بوده ایم

آرامش مرا سر نیزه بهم زدند

آن سنگ ها که بر روی ماهت قدم زدند

ای تربتت شفا که به خاک آرمیده ای

ما را در این سفر ز سر نیزه دیده ای

هر جا ز دختران ابتایی شنیده ای

شمر و سنان زدند بر آنها کشیده ای

دیدی چه با مشقت و آزار رفته ایم

کَت بسته بین کوچه و بازار رفته ایم

من گریه ها برای تو کردم در این طواف

من زخم ها به عشق تو خوردم در این مصاف

از آن هزار و نهصد و پنجاه تا شکاف

میخورد تیغ بر تو و بر زینبت غلاف

میپرسی ام چطور کجا یا که کی زدند

ای خیزران چشیده مرا کعبه نی زدند

از دخترت نپرس برادر که وای وای

یک ماه گریه کرد برای تو های های

خواباندمش شبی به روی پا به لای لای

دست نوازشم به مویش خورد گفت آی

با سنگ آتشین به سرش تیر میزدند

طفل گرسنه را به دل سیر میزدند

شعر: وحید عظیم پور

.

متن شعر روضه
اربعین حسینی

مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Eitaa Bale Rubika Telegram

.

مشاهده متن کامل