خیلی بعد از این سفر از زمونه دلخورم
تا کی می مونی بگو که دردامو بشمرم
یه سر بی حوصله
پای پر از آبله جای رد سلسله
سوغاتی این سفر شد
امون از این روزگار
چی بگم از انتظار شبای دنباله دار
با چشم براهی به سر شد
آخه کی دلش اومد موتو پریشون کنه
به لب تو چوب زده دل منو خون کنه
بابایی بابا حسین
****
آخرین روزای ما گذشت خیلی خیلی سخت
ما وسط ازدحام تو رو شاخه درخت
چیا گذشت به قافله
وسط رقص و هلهله کنار شمر و حرمله
به زخم عمه نمک خورد
توی محله یهود
که جای اهل بیت نبود همه تنم شده کبود
دخترت از بس کتک خورد
تو با سرت اومدی مشکلمو حل کنی
بگو چجوری میخوای که منو بغل کنی
بابایی بابا حسین
سید مجید بنی فاطمه
شب 3 محرم 1405
مداحی و نوحه همراه متن شعر
کانالهای مهجه در فضای مجازی
ایتا / بله / روبیکا / تلگرام / سروش
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
