امشب خدا به کوثر خود داد کوثری – متن شعر مدح ولادت حضرت زینب

بازدید: 69 بازدید
گلچین مولودی و مدح خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

امشب خدا به کوثر خود داد کوثری

در بر گرفته فاطمه زهرای دیگری

یا اینکه در لباس زن آمد پیمبری

یا اینکه حق به حیدر خود داد حیدری

این شیردختریست که شمشیر حیدر است

سرتا قدم امام حسینِ مکرر است

این پاک تر ز هاجر و حوا و مریم است

سرتا قدم صحیفه ی آیات محکم است

در وصف او مدیحه ی جن و بشر کم است

اُم المصائب است نه اُم المُحرم است

این سیب سرخِ باغ بهشت محمد است

آب و گلش امام سرشت محمد است

زهراست جان احمد و این جان فاطمه

ریحانه ی محمد و ریحان فاطمه

طاها و قدر و کوثر و فرقان فاطمه

گویی تمام وحی به دامان فاطمه

تنها فهیمه ای که ندیده مُفَهَمه

از کودکیست عالمه ی بی مُعَلَمه

بی او درخت سبز ولایت ثمر نداشت

دریای آرزوی نبود گوهر نداشت

انگار روز حادثه کم از پدر نداشت

الحق که صبر مادر از این خوب تر نداشت

وقت سکوت هم نفسش انفجار بود

شمشیر اگر نداشت خودش ذوالفقار بود

اُم الکتاب صبر و رضا کیست زینب است

فصل الخطاب کرب و بلا کیست زینب است

فریاد خونِ خونِ خدا کیست زینب است

آیینه ی حسین نما کیست زینب است

زینب که لحظه لحظه شده غرق در حسین

در گاهواره چشم گشوده است بر حسین

زینب زنی که بوده به مردان امامتش

اعجزا سیدالشهدا در کرامتش

هر روز هست روز بزرگ قیامتش

دین سرفراز آمده در ظِلِ قامتش

با خون نوشته اند شهیدان مکتبی

زینب حسینی است و حسین است زینبی

از کوثر رسول بر این کوثر آفرین

از حیدر بزرگ بر این حیدر آفرین

تا حشر از حسین بر این خواهر, آفرین

از پنج تن به غیرت این دختر, آفرین

از بس مقام و مرتبه ی او جلیل بود

گودال قتلگاه به چشمش جمیل بود

کوهی به پیش سیل بلا بود از الست

در قتلگاه سیطره ی کفر را شکست

اول گرفت مصحب خود را به روی دست

قامت کشیده بر سر زانوی خود نشست

گفت ای خدا فدائی خود را وصول کن

این هدیه را ز آل پیمبر قبول کن

وقتی گشوده شد لب اسلام پرورش

وقتی خطابه خواند همانند مادرش

وقتی که گفت از پدر و از برادرش

کوفه دوباره دید علی را به منبرش

فخریه کرد فاطمه اینجا به زینبش

نهج البلاغه بود که میریخت از لبش

ای ذوالفقار فتح ولایت زبان تو

ای رأس سیدالشهدا مدح‌خوان تو

زهرا به وجد آمده از امتحان تو

هر لحظه ی تو یک اثر جاودان تو

تیر تکلمت جگر خصم را شکافت

گویی دوباره سوره ی قرآن نزول یافت

حتی امیر کوفه حضورت اسیر شد

بر اوج تخت پیش جلالت حقیر شد

حتی سکوت تو به دل خلق تیر شد

دیدند یک اسیر به دلها امیر شد

هر حرف خطبه تو هزاران قصیده است

میثم به پای نطق تو شور آفریده است

شاعر: استاد سازگار

.

متن شعر مدح
ولادت حضرت زینب

مداحی و نوحه همراه متن شعر
کانال‌های مهجه در فضای مجازی
ایتا / بله / روبیکا / تلگرام / سروش

مشاهده متن کامل