آه از آن اسفند و این آتش که بر جانم فکند
تا بسوزد دل در آتشدان هجرش چون سپند
با غمش باید بسازی آه ای دل بعد از این
چاره ای دیگر نداری سر بنه بر این کمند
همدم نی از جدایی ها حکایت می کند
تا بسوزانم نیستان را بسوزم بند بند
بغض هایم را فرو خوردم که روز جنگ بود
اینک اما گریه ها دارم به آواز بلند
فدای جان پاکی که جانفدای ما شد
تو رفتی و ز داغت قیامتی به پا شد
تو را چه گریه ها بود به شوق پر کشیدن
کنون مبارک ای دوست به آسمان رسیدن
چلچراغ یاد تو در آسمانم روشن است
خاطرات خنده های دلنشینت با من است
در نگاه آخرینت خوانده ام این راز را
پر گشودن حاصل یک عمر عاشق بودن است
فدای جان پاکی که جانفدای ما شد
تو رفتی و ز داغت قیامتی به پا شد
تو را چه گریه ها بود به شوق پر کشیدن
کنون مبارک ای دوست به آسمان رسیدن
شعر: محمد مهدی سیار
علیرضا افتخاری
ترانه آه از آن اسفند 1405
مهجه؛ متن مداحی و مولودی
مشاهده و دریافت جدیدترینها
در شبکههای اجتماعی
ID: @mohjat_net
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
