مرا ببین و برای سفر شتاب مکن
بیا و بر سر من خانه را خراب مکن
تمام حرف دلت را غروب با من گفت
و شرح سرخیِ خود را چه خوب با من گفت
حضور ساده ی احساس عشق بودی تو
مدار چرخش دستاس عشق بودی تو
پس از تو ثانیه هایم به چنگ دستاس است
و دانه های دلم زیر سنگ دستاس است
غمت چو دانه که فردا جوانه خواهد زد
هزار مرتبه ام تازیانه خواهد زد
هنوز هم به شفایت امید دارم من
میان شام عزا صبح عید دارم من
قبول کن که ز تنهایی ام خبر داری
دلم به همره تو رفت همسفر داری
مگر ز داغ پیمبر چقدر میگُذَرد
که باغ سبز تو را این شب خزان ببرد
مگر قرار نشد غمگسار من باشی
میان معرکه ها ذوالفقار من باشی
مگر نه قبل ورودم قیام میکردی
و گاه پیشتر از من سلام میکردی
ز جای خیز جواب سلام میخواهم
نگاه نیمه تمامت تمام میخواهم
نگاه بی رمق و دست بی رمق داری
شباهتی چه صمیمانه با شفق داری
اگرچه قصه فتح علی شنیدنی است
شکست تازه ی امروز نیز دیدنی است
چه شد که زندگی ات را ز سر نمیگیری
و مرغکان مرا زیر پر نمیگیری
فضای سینه ی من گرم درد و آه شده
بسان بازوی تو روز من سیاه شده
مرو که موج نیازم به راه می افتد
پس از تو یوسف اشکم به چاه می افتد
پس از تو خواب نماز وُتَیره می بینم
شعف به قنفذ و شور مغیره می بینم
منم ز روی تو شرمنده چون در آتش و دود
تو سوختی و علی دید و باز صبر نمود
تو سوختی و علی سوخت با تمام وجود
که کاش راه گریزی میان آتش بود
که کاش مرغ دلی ناله در قفس نزند
زنی میان آتش نفس نفس نزند
شعر: جواد محمدزمانی
.
متن شعر روضه
ایام فاطمیه شهادت حضرت زهرا
مهجه؛ متن مداحی و مولودی
مشاهده و دریافت جدیدترینها
در شبکههای اجتماعی
ID: @mohjat_net
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر