امشب سر کوچه هیئت
همونجا که مجلسمونه
یکی با شال سبز دوئید تا
زود خودشو بم برسونه
همونجا فهمیدم چه باری
امشب رو دوش روضه خونه
دیدی یکی دلش گرفته
میگرده دنبال بهونه
گفت حال بچه سیدا رو
امشب فقط خدا می دونه
دق می کنیم اگه نخونی
ما دلمون این شبا خونه
منتظریم یکی بشینه
تا خود صبح روضه بخونه
یکی اومد گفت درِ گوشم
این جمله بینمون بمونه
درست میگن یه جور زدن که
یه جای سالمم نمونه
یکی می گفت از پشت یه در
چطور صداشو نشنیدن
نامردها حیا نکردن
واسه یه زن لشکر کشیدن
آخه یکی دو تا نبودن
اونقدر بودن که بتونن
دستای مظلومو ببندن
با شیر خیبر در بیفتن
یک زن غریب افتاد بینِ
شلاق اون نامرد و اخمش
هرکی با هرچی داشت میزد
هی زخم اومد روی زخمش
آتیش بود و بوی دود و
دستای حیدر بسته بود و
تا که غلافو برد بالا
بازوی زهرا شد کبودو
صدای گریشون بلند شد
دیدم امونشون بریده
گفتم بیاید با هم بخونیم
خوندن من جواب نمیده
بیاین یکصدا بخونیم
مثل قدیمیا بخونیم
بیاین برا مادر سادات
روضه ای آشنا بخونیم
وایِ منو وایِ منو وایِ من
واویـــلا واویــــلا
میخ در و سینه زهرای من
واویـــلا واویــــلا
در وسط کوچه تو را میزدن
واویـــلا واویــــلا
کاش به جای تو مرا میزدن
واویـــلا واویــــلا
شعر: فهمیه کوهستانی
حاج امیر کرمانشاهی
نماهنگ خواهش سادات 1405
مهجه؛ متن مداحی و مولودی
مشاهده و دریافت جدیدترینها
در شبکههای اجتماعی
ID: @mohjat_net
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
