دیر آمدم دیر آمدم در داشت میسوخت سید مهدی میرداماد + متن شعر

بازدید: 1,783 بازدید
سید مهدی میرداماد
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

دیر آمدم دیر آمدم در داشت میسوخت

هیئت میان وای مادر داشت میسوخت

دیوار دم میداد در بر سینه میزد

محراب مینالید منبر داشت میسوخت

جانکاه قرآنی که زیر دست و پا بود

جانکاه تر آیات کوثر داشت میسوخت

آتش قیامت کرد هیئت کربلا شد

باغ خدا یک بار دیگر داشت میسوخت

یاد حسین افتادم آن شب آب میخواست

ناصر که آب آورد سنگر داشت میسوخت

آمد صدای سوت آب از دستش افتاد

عباس زخمی بود اصغر داشت میسوخت

سر بند یا زهرای محسن غرق خون بود

سجاد از سجده که سر برداشت میسوخت

باید به یاران شهیدم میرسیدم

خط زیر آتش بود معبر داشت میسوخت

برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست

در عشق سر تا پای اکبر داشت میسوخت

دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند

گودال گل میداد و خنجر داشت میسوخت

شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه

دیدم که بعد از قرن ها در داشت میسوخت

ما عشق را پشت درِ این خانه دیدیم

زهرا در آتش بود حیدر داشت میسوخت

شعر: حسن بیاتانی

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

مشاهده متن کامل