متن شعر
محبت در دلم چون آب جوشید
ز نور روشن مهتاب نوشید
سحر گاهان چو شبنم از سر شوق
صبوری کرد تا دیدار خورشید
من از دنیای عشق و شور مستی
چنین افتاده ام در دام هستی
به بند خود گرفتار و اسیرم
رهایم کن رها از خود پرستی
ای رها ای رها به دریاهای محنت بِجو راز محبت
اگر داری امید ساحل ای دوست
مشو از زورق دل غافل ای دوست
.
حمید غلامعلی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر