متن شعر
دریای تشنه لب آروم جونم درد و درمونم
ابریِ چشمات غرق بارونم
از داغ تو بد جوری شکستم از همه خستم
دست و پا نزن اینجوری اصغر رو دستم
علیِ اصغر لالایی
****
بارون غربت از چشمام می باره مثل مزاره
اون مادری که دل بی قراره
رفتنت واسه بابات عذابه حالم خرابه
روز رفتن تو روز مرگه ربابه
علیِ اصغر لالایی
****
پیدا نشد یه مرد توی این وادی از پا افتادی
شرمندت هستم تشنه جون دادی
تو تمام هستی بابایی وای از جدایی
توی آغوشم بخواب اصغرم لالایی
علیِ اصغر لالایی
****
حالا من موندم و این تن بی سر با حالی مضطر
چیکار کنم با اشکای مادر
لبخند تو جونمو میگیره چشمم شد تیره
مادرت اگه این طور ببینَت میمیره
علیِ اصغر لالایی
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر