متن شعر
بذار برم رها کن عمه دستمو ببین دل شکستمو
صدای بابامو شنیدم که داره روضه میخونه
همش داره میگه برو نذار عموت غریب بمونه
عموم کسی رو نداره عمه نذار یتیم شم دوباره عمه
ببین که داره بارون سنگ و بارون نیزه می باره عمه
یه درده تو سینم نمیشه بشینم بذار برم
نذار تو اسارت حرم رو ببینم بذار برم
****
دارم میام یه کم دیگه طاقت بیار چشماتو روی هم نذار
تا زنده ام نمیزارم جدا کنن عمو سرت رو
وقتی که اومدم دیدم کنار گودال مادرت رو
عموی تشنه عموی خسته راه نفسهات رو نیزه بسته
مگه نمیبینه خواهرت رو واسه چی روی سینت نشسته
روی خاک گودال داری میری از حال چیکار کنم
تا که زیر اسبا تنت نشه پا مال چیکار کنم
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر