متن شعر
ای علی اکبرم از داغت
بین صحرا شدم سرگردون
داره میلرزه دست و پاهام
اربا اربا شدی تو میدون
ریختن روی سرت پاشیده پیکرت
بلندشو منتظر به راهه خواهرت
ای همه حاصلم آتیش گرفت دلم
پاشو جدایی تو میشه قاتلم
****
بین این ازدحام لشکر
بدنت شد عزیزم پرپر
چشماتو روی بابا وا کن
لااقل لحظه های آخر
میون اشقیا به زیر نیزه ها شد بدنت جدا
به خون کشیدنت شد پشت و رو تنت
بگو چیکار کنم آخه با رفتنت
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر