متن شعر
ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
خون به دامان افق جاری شده
زخم دل با دیدنت کاری شده
در تو باغ لاله ی پرپر بود
عکس لبخند علی اصغر بود
ای هلال خون چرا باز آمدی
آمدی اما سر افراز آمدی
در تو بینم اشک خیر الناس را
زخم فرق حضرت عباس را
در تو بس داغ مکرر دیده ام
اربا اربا جسم اکبر دیده ام
در تو بینم خیمه های سوخته
کام خشک و دامن افروخته
در تو بینم صورت و خاک تنور
در تو بینم سینه و سم ستور
در تو بینم جسم هفتاد و دو تن
غرق خون افتاده بی غسل و کفن
در تو بینم گریه ی دردانه ها
کعب نی بر روی کتف و شانه ها
در تو بینم یاس نیلی پوش را
خون جاری گشته ی از دوش را
در تو پیدا آتش تاب و تب است
صورت یک مرکب بی صاحب است
در تو میبینم که از خون جبین
شسته وجه الله روی نازنین
در تو بینم چهره ها از خون خزاب
بر لب طفلی نوشته آب آب
باز گرد ای ماه اشک و آه
ترسم آید شمر دون در قتلگاه
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر