پلکی مزن که چشم ترت درد میکند سید مهدی میرداماد + متن شعر

بازدید: 1,324 بازدید
سید مهدی میرداماد
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

پلکی مزن که چشم ترت درد می کند

پر وا مکن که بال و پرت درد می کند

می دانم اینکه بعد تماشای اکبرت

زخمی که بود بر جگرت درد می کند

با من بگو که داغ برادر چه کار کرد

آیا هنوز هم کمرت درد می کند

مانند چوب، خواهش بوسه نمی کنم

آخر لبان خشک و ترت درد می کند

لبهای تو کبود تر از روی مادرت

یعنی که سینه ی پدرت درد می کند

می خواستم که تنگ در آغوش گیرمت

یادم نبود که زخم سرت درد می کند

کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو

از هجمه های سنگ سرت درد می کند

من الذی ایتمنی تو هستی و عشق منی

من الذی ایتمنی از چه تو خونین دهنی

من الذی ایتمنی مثل خودم بی کفنی

***

کنج این ویران سرا خورشید زهرا امده عمه بابا امده

بی عمو عباس و اکبر از چه تنها امده عمه بابا امده

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

مشاهده متن کامل