آن دم که آفتاب عمرت غروب میکرد حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 2,515 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

دانلود مداحی آن دم که آفتاب عمرت غروب می کرد

مـتن شـعر

آن دم که آفتاب عمرت غروب می کرد

دیدم که جان من نیز از غم به لب رسیده

دیدی برادر من تا رفتی از بر من

از چشم خواهرت رفت نور ای فروغ دیده

موی سیاه خود را از غم سفید کردم

از شب اثر نماند چون سر زند سپیده

از دوری تو ای ماه از شام تا صحر گاه

اهم به لب نشسته اشکم به رخ چکیده

ان دم که کشتگان را دیدم به خویش گفتم

گویی که یک چمن گل در خاک ارمیده

امشب که ماه گردون بر قتلگاه تابید

دیدم که همچو مهتاب رنگ از رخش پریده

خون می چکد به دوشم از چشم های نیزه

من هم عزا گرفتم با های های نیزه

از گریه های اصغر دیگر خبر ندارم

گویا به خواب رفته با لای لای نیزه

هم پاره پاره معجر هم رشته رشته گیسو

از بس که سنگ خوردم از لابه لای نیزه

یا دشت تیره گشته یا تار گشته چشمم

تنها تو را شناسم ای روشنای نیزه

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

مشاهده متن کامل