متن شعر
شب عاشورا شب اشک و گریه و دعا
شب غم و غصه و عزا
داره شروع میشه روضه ها آه و واویلا
شب عاشورا روضه خونه خوده خدا
چه خبره تو کربلا
ولوله ایِ تو خیمه ها آه و واویلا
عمو که هست همه راحت می خوابن
با این که تشنه یه جرعه آبن
مردا به دور خیمه حسین و
زنا همه تو خیمه ربابن
مکن ای صبح طلوع
****
شب عاشورا چشمای زینب شده دریا
پیچیده توی دل صحرا
بوی اشک مادرش زهرا آه و واویلا
شب عاشورا آسمونم پوشیده سیاه
زینب همش میکنه نگاه
خیره شده سمت قتلگاه آه و واویلا
دلواپس رنگ از رخش پریده
چی شده که جونش به لب رسیده
از سر شب تو خیمه داداشش
همش میشه حرف از سر بریده
مکن ای صبح طلوع
****
شب عاشورا گریه بر شاه سر جدا
سری که میبرن از قفا
میره فردا روی نیزه ها آه و واویلا
شب عاشورا می باره اشک ستاره ها
فردا چی میشه گوشواره ها
این همه آتیش به خیمه ها آه واویلا
فردا حرم دیگه نداره سقا
فردا حسین میشه غریب و تنها
فردا غروب سرش به روی نیزه است
وقتی تنش افتاده زیر اسبا
مکن ای صبح طلوع
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر