رو سرت ریختن یک لشکرو کربلایی نریمان پناهی + متن شعر

بازدید: 2,626 بازدید
نریمان پناهی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

رو سرت ریختن یک لشکرو سوزوندن قلب پیغمبرو

با پا برگردوندن پیکرو وای حسین

نیزه با بغض حیدر زدن با تیر و سنگ و خنجر زدن

گریه میکردن بیشتر زدن وای حسین

چقدر نامرد ریخته رو سرت

تو شلوغی گودال گم شد پیکرت

چقدر شمشیر چقدر خنجر

چقدر تیر و نیزه روی یک پیکر

ای حسین جانم

****

دیدی چشمای گریونمو زخماتو دادی نشونمو

روی تل گرفتی جونمو وای حسین

دیدم افتادی از صدر زینب دیدم میلرزه عرش برین

میکوبی پا رو خاک زمین وای حسین

از عطش رفتی چند دفعه از حال

زیر و رو شد بدنت ته این گودال

از خدا دیگه مرگمو میخوام

پا رو صورتت گذاشتن جلوی چشمام

ای حسین جانم

****

نصف روز بی چارم کردن و دزدیدن زندگی منو

عبا عمامه پیراهنو وای حسین

بردن از گوشا گوشواره رو آواره کردن یک مادرو

غارت کردن تا گهواره رو وای حسین

بی کفن موندی تن صد پاره

دنبال سر رو نی شدم آواره

طعنه و دشنام دلمو آزرد

دشمنت خواهرتو به اسارت برد

ای حسین جانم

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانال‌های مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net

.

مشاهده متن کامل