متن شعر
مادر افتاد طوری با لگد زدن پشت در افتاد
نفسش به لب رسید و با سر افتاد
همه دار و ندار حیدر افتاد
دردسر شد بانوی خونه مولا خون جگر شد
یه نفر کمک نیومد و سپر شد
پهلو و سینه با خون تازه تر شد
اون چهل نفر رو اون میخ در رو
اون مرد پست که شد حمله ورو نمیبخشم
اون ضرب پا رو اون بی حیا رو
اون ازدحامو اون خنده هارو نمیبخشم
****
چادرش سوخت توی هُرم شعله ها بال و پرش سوخت
زیر دست و پا تموم پیکرش سوخت
بین اون برو بیا پسرش سوخت
عقده وا کرد دومی لعنتی نگم چه ها کرد
قصد بر هم زدن خونه ما کرد
خدا نگذره ازش خیلی جفا کرد
اون روز تلخ و اون لحظه ها رو
مسمار تیز و اون ماجرا رو نمیبخشم
اون مردمی که با ظلم و کینه
حرمت شکستن توی مدینه نمیبخشم
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر