متن شعر
ای آسمان بسوز به ماه و ستاره ام
خورشیدوار سرکشد از دل شراره ام
من چاره ساز خلقم و با داغ فاطمه
افتاده ام ز پا و ز کف رفته چاره ام
آن تازیانه ها که به ناموس من زدند
خورده درست بر جگر پاره پاره ام
گویی هزار مرتبه جانم به لب رسید
افتاد چون به بازوی زهرا نظاره ام
ای چاه غصه های علی زخم سینه ات
ای تا ابد شریک غم بی شماره ام
یکبار کشت ناله ات از پشت در مرا
غسل شبانه ات شده مرگ دوباره ام
با آنکه خود غریب تر از خلق عالمم
قبر غریب تو شده دارالزیاره ام
بی تو چو شمع سوخته هی آب میشوم
جای نفس ز سینه برآید شراره ام
وقتی که یاد روی کبود تو میکنم
افتد بدن به لرزه چو آن گوشواره ام
میثم پس از شهادت زهراست یار من
آه همیشه من و اشک هماره ام
شعر: استاد سازگار
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر