ته سیاه چال از غصه خمیدی تو کربلایی نریمان پناهی + متن شعر

بازدید: 1,422 بازدید
نریمان پناهی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

ته سیاه چال از غصه خمیدی تو

از همه عالم خیر ندیدی تو

دست تو در زنجیر پای تو در غل بود

روی لبت اما ذکر توسل بود

با دهن روزه زیر لگدهایی

با پهلوی زخمی زیر لگدهایی

سلسله ها با تو چه کرده آقا جون

شده دم افطار دهان تو پر خون

کنج زندون بلا افتادی

بمیرم که بی هوا افتادی

لحظه های آخرت لب تشنه

یاد شاه کربلا افتادی

وای من وای من ای حسین

****

پیکرت زخمی که نیمه جون مونده

رو پیرهنت خیلی لخته خون مونده

از نفس افتادی زار و پریشونی

اشک چشات میگه دیگه نمیمونی

تو دل زندون با یه دل مضطر

میسوختی از غربت تو لحظه آخر

از غم تو ای وای از غم تو ای داد

تنت سه روزی موند روی پل بغداد

داری با چشای تر میسوزی

شبا تا دم سحر میسوزی

ناله هات عالمو گریوند آقا

با یه قلب پر شرر میسوزی

وای من وای من ای حسین

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانال‌های مهجه بپیوندید
ایتا | تلگرام | بله | روبیکا
.

مشاهده متن کامل