متن شعر
ته سیاه چال از غصه خمیدی تو
از همه عالم خیر ندیدی تو
دست تو در زنجیر پای تو در غل بود
روی لبت اما ذکر توسل بود
با دهن روزه زیر لگدهایی
با پهلوی زخمی زیر لگدهایی
سلسله ها با تو چه کرده آقا جون
شده دم افطار دهان تو پر خون
کنج زندون بلا افتادی
بمیرم که بی هوا افتادی
لحظه های آخرت لب تشنه
یاد شاه کربلا افتادی
وای من وای من ای حسین
****
پیکرت زخمی که نیمه جون مونده
رو پیرهنت خیلی لخته خون مونده
از نفس افتادی زار و پریشونی
اشک چشات میگه دیگه نمیمونی
تو دل زندون با یه دل مضطر
میسوختی از غربت تو لحظه آخر
از غم تو ای وای از غم تو ای داد
تنت سه روزی موند روی پل بغداد
داری با چشای تر میسوزی
شبا تا دم سحر میسوزی
ناله هات عالمو گریوند آقا
با یه قلب پر شرر میسوزی
وای من وای من ای حسین
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
ایتا | تلگرام | بله | روبیکا
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر