متن شعر
از عطش لب روی لب ميزد و پرپر ميزد
تير هم بوسه به دندان مطهر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
در قفس بود و دگر قدرت پرواز نداشت
سنگ از هر طرفی دور تنش پر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
تا كه شمشير به كتف و سر و بازو می خورد
مادري دست شكسته شده بر سر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
خواهرش از روی تل داشت تماشا می كرد
چه كسي نيزه به پهلوي برادر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
نفسش تا ببرد تير سه شعبه كم بود
تير مي آمد و بر گودي حنجر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
كار را تا كه كند يكسره قاتل آمد
خنده بر لب كه خودش ضربه آخر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
پنجه در بين محاسن زده و خنجر را
داشت بر نقطه گلبوسه خواهر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
تا كه فهميد زنی واي بُنَي می گفت
با لگد بر پسرش بدتر و بدتر ميزد
حسین غریب یا مظلوم
شعر: علی صالحی
.
کربلایی نریمان پناهی
شب دهم ماه محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر