متن شعر
از هرچه گرفتار گرفتار ترم من
تو نوری و صد البته پر نور ترینی
از تیره ترین ها به خدا تار ترم من
تو سر چو کشیدی همه جام بلا را
در واقع چشیدی مزه کرب و بلا را
نوشیدی و گفتی که بده باز بنوشم
مبهوت نمودی همه عرش خدا را
یه چیزیُ الآن بگو تو رو قرآن
که داری هوامو مگه نه حسین جان
تو عطر بهاری تو جاذبه داری
همیشه قرار دل بی قراری
دوا تویی دعا تویی
واسطه بین من و خدا تویی
عشق تویی صفا تویی
واسطه بین من و خدا تویی
یا اباعبدلله
****
هر جلوه که تصویر بهشت است تو هستی
دستی که دل از عشق سرشته است تو هستی
در دفتر حافظ همه جا دیدم و خواندم
آن پیر مغانی که نوشته است تو هستی
با جذبه تر از روی تو ارباب ندیدم
جز عشق تو در حلقه اصحاب ندیدم
من خواب حرم دیدم و از خواب پریدم
والله که شیرین تر از این خواب ندیدم
ببار آخه بارون می میره بیابون
من آهم و دردهم تو مرهم و درمون
دلم بی قراره هوای تو داره
چی داره کسی که حسینو نداره
دوا تویی دعا تویی
واسطه بین من و خدا تویی
عشق تویی صفا تویی
واسطه بین من و خدا تویی
یا اباعبدلله
.
حاج محمدرضا بذری
شب پنجم ماه محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر