بستند به زنجیر ستم بال و پرم را – شعر روضه سوم محرم

بازدید: 38 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

بستند به زنجیر ستم بال و پرم را

سختی سفر هیچ ببین همسفرم را

چشمم متورم شده و زخم ز سیلی

با دست نشانت بدهم چشم ترم را

شرمنده تو را دیدم و نشناختم اول

کامل نشود باز کنم چشم ترم را

سرپوش طَبَق را به سر انداخته ام که

بی شانه نبینی به سرم موی سرم را

روزی تو در این تشت جگر دیدی و من هم

باید که پر از زخم ببینم جگرم را

از گونه به نیزه زده بودند سری را

با دست نشان داد سکینه گوهرم را

یک بوسه مرا برد به دنبال سرت تا

انداخت به بازار یهودی گذرم را

آن دختر شامی که به من گفت یتیمم

عمه خبرش کن که ببیند پدرم را

خسته شدم از دست به دیوار گرفتن

امشب تو دعا کن که نبینم سحرم را

من جان رسیدن به مزار تو ندارم

باید که تو از عمه بگیری خبرم را

از شمر خدا نگذرد ای کاش که بنشست

بر سینه و بگرفت ز من جای سرم را

بی اذن من آخر که زده دست به مویت

کی پنجه زده موی سر تاج سرم را

.

متن شعر روضه
شب سوم ماه محرم
شهادت حضرت رقیه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل